سلام من از همه عذر میخوام که اینقد دیر پیام رو گذاشتم

 دروس کوانتوم هسته ای و حالت جامد و آزمایشگاه هسته ای تا انتهای سال ۱۳۹۱ تشکیل نمیشوند.از دوستان علاقه مند به حضور در کلاس خواهشمندیم همکاری لازم رو به عمل بیارن و کلاس منحل شده رو دوباره تشکیل ندن.

شب های امتحان

 


بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!

 

مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده

گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !

 

خر به افراط زدم * ، گیج شدم قاط زدم

قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود !

 

استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان

دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !

 

مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه

به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !

 

مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست

خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !

 

هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او

چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود

 

رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو

این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود

 

توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم

خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !!!

شاعر: " مشروط الشعرا "


 

جاذبه سیب ، آدم را به زمین زد

و جاذبه زمین ، سیب را .

فرقی نمیکند؛

سقوط ، سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست

به جاذبه ای می اندیشم  که پروازم میدهد ،

خدا ...


بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...


ادامه نوشته

اینم از چارت گروه فیزیک البته چارت دانشگاه خاصی نیست،کلیه

آدرس دريافت فايل :

http://persiandrive.com/125805

لينک حذف فايل
http://persiandrive.com/125805&del=729543

مورچه و سليمان نبي

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود،

نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد.

 

سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.

 

در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود.

مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت.

 

سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد.

ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود.

آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت.

 

سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.
 

 مورچه گفت :

 

" ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند.

خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند از آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم.

خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد.

این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد

 من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم

و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شنا کرده مرا به بیرون آب دریا

می آورد و دهانش را باز می کند و من از دهان او خارج میشوم."
 

سلیمان به مورچه گفت :

 

"وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟"

 

مورچه گفت آری او می گوید :
 

ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن


 

 

*وچون انسان را نعمت بخشيم روي برتابد و خود را كنار كشد چون آسيبي بدو رسد دست به دعاي فراوان بردارد.

 

سوره فصلت - آیه 51


تصاویر شبیه سازی شده ناسا از فضا


ماموریت مریخی

در این شبیه سازی که از یکی از ماموریتهای انسانی بر روی مریخ در آینده ای نامعلوم شبیه سازی شده است، دو فضانورد دیده می شوند که پس از طی کردن  مسافتی کوتاه از محل فرود، به کمک کاوشگری روباتیک به بررسی محیط اطراف می پردازند

 تصاویر شبیه ‌سازیهای ناسا از فضا www.taknaz.ir

برخورد کیهانی

در این طرح برخورد بسیار سریع جرمی به اندازه ماه با جرمی به اندازه سیاره عطارد شبیه سازی شده است

تصاویر شبیه ‌سازیهای ناسا از فضا www.taknaz.ir 

چرخش وارونه

در این تصویر سیاهچاله ای مصور شده است که در مرکز یک کهکشان به صورت وارونه در چرخش بوده و امواج رادیویی را به بیرون پرتاب می کند

 تصاویر شبیه ‌سازیهای ناسا از فضا www.taknaz.ir

فضاپیمای سوئیفت

تصویر فضاپیمای سوئیفت که در پس آن انفجاری از امواج گامایی دیده می شود

 

تصاویر شبیه ‌سازیهای ناسا از فضا www.taknaz.ir 

ایستگاه فضایی لیزری

ایستگاه های فضایی لیزری که توسط ناسا به منظور مصور ساختن ایده ای مختلف اکتشافات فضایی طرح شده است

تصاویر شبیه ‌سازیهای ناسا از فضا www.taknaz.ir 

ابرنواختر شدگی

اخترشناسان در حالی که با استفاده از اسپیتزر در جستجوی سیاهچاله ها بودند موفق به کشف ابرنواختری شدند که در غبارهای خود مدفون شده بود، این ابرنواختر که صدها سال پیش از انفجار یک ستاره متولد شده در تصویر بالا شبیه سازی شده است

 تصاویر شبیه ‌سازیهای ناسا از فضا www.taknaz.ir

نوزادان عظیم الجثه سحابی روزتا

این تصویر توسط تلسکوپ هرشل به ثبت رسیده و ابرهای دربرگیرنده سحابی روزتا را در فاصله پنج هزار سال نوری از زمین در صورت فلکی تک شاخ نمایش می دهد، لکه های درخشان در این تصویر پیله های غبارآلودی هستند که در هر یک ستاره های جنینی غول پیکری پنهان شده اند ستاره هایی که هر کدام پس از تولد ابعادی 10 برابر خورشید خواهند داشت

 تصاویر شبیه ‌سازیهای ناسا از فضا www.taknaz.ir

شعله خورشیدی رقت انگیز

دانشمندان برای سالها شعله های خورشیدی را قدرتمند ترین شعله های جهان می دانستند که انرژی آنها میلیونها بار از انرژی انفجار بمب اتمی بیشتر است اما با مقایسه شعله های خورشیدی با شعله های دیگر ستارگان دانشمندان پی بردند شعله های خورشید بسیار ناچیز و کوچکند در سال 2008 فضاپیمای سوئیفت شعله ای عظیم را از ستاره ای به نام EV Lacertae به ثبت رساند که از قدرتمندترین شعله خورشیدی هزاران برابر قوی تر بود در حالی که این ستاره بسیار کوچکتر از خورشید است

 

 تخریب ستاره دنباله دار

اسپیتزر ناسا شاهد توده ای غبار به دور کوتوله ای سفید به نام G29-3 بوده است که اخترشناسان این توده غبار را ناشی از خرد شدن یک ستاره دنباله دار در اطراف این کوتوله سفید می دانند تصویر بالا شبیه سازی از این پدیده است

 

ستاره نوپای غول پیکر

اخترشناسان موفق شدند برای اولین بار نگاهی به صفحه ای از غبارهای کیهانی که در اطراف یک ستاره نوپای عظیم در حرکت بود بیاندازند تا به این شکل شواهدی جدید از چگونگی شکل گیری ستاره های عظیم به دست بیاورند

سفر در زمان چطور انجام ميشود؟

يكي از جالبترين افكار بشر، ايده جابجايي در بعد زمان است.

البته اگر از يك بعد ديگر به قضيه نگاه كنيم همه ما مسافر زمان هستيم. همين الان كه شما اين را ميخوانيد، زمان در حول و حوش و به پيش ميرود و آينده به حال و حال به گذشته تبديل ميشود. نشانه اش هم رشد موجودات است. ما بزرگ ميشويم و ميميريم. پس زمان در جريان است.

آلبرت اينشتين با ارائه نظريه نسبيت خاص نشان داد كه اين كار از نظر تئوري شدني است. بر طبق اين نظريه اگه شيئي به سرعت نور نزديك شود گذشت زمان برايش آهسته تر صورت ميگيرد. بنابراين اگر بشود با سرعت بيش از سرعت نور حركت كرد، زمان به عقب برگردد. مانع اصلي اين است كه اگر جسمي به سرعت نور نزديك بشود جرم نسبي ان به بينهايت ميل ميكند لذا نميشود شتابي بيش از سرعت نور پيدا كرد. اما شايد يه روز اين مشكل هم حل شود.خلاف نويسنده ها و خيالپردازها كه فكر ميكنند سفر در زمان بايد با يك ماشين انجام شور، دانشمندان بر اين عقيده هستند كه اينكار به كمك يك پديده طبيعي صورت ميگيرد. در اين خصوص سه پديده مد نظر است: سياهچاله هاي دوار، كرم چاله ها و ريسمانهاي كيهاني.



سياهچاله ها: اگر يه ستاره چند برابر خورشيد باشد و همه سوختش را بسوزاند، از انجا كه يك نيروي جاذبه قوي دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده ميشود و يك حفره سياه رنگ مثل يه قيف درست ميكند كه نيروي جاذبه فوق العاده زيادي دارد طوري كه حتي نور هم نميتواند از ان فرار كند.

 

اما اين حفره ها بر دو نوع هستد. يه نوعشان نمي چرخند لذا انتهاي قيف يك نقطه است. در انجا هر جسمي كه به حفره مكش شده باشه نابود ميشود. اما يه نوع ديگر سياهچاله نوعي است كه در حال دوران است و برا همين ته قيف يه قاعده داره كه به شكل حلقه اس. مثل يك قيف واقعي است كه تهش باز است. همين نوع سياهچاله است كه ميتواند سكوي پرتاب به آينده يا گذشته باشد. انتهاي قيف به يك قيف ديگر به اسم سفيدچاله ميرسد كه درست عكس ان عمل ميكند. يعني هر جسمي را به شدت به بيرون پرتاب ميكند. از همين جاست كه ميتوانيم پا به زمانها و جهان هاي ديگر بگذاريم.

البته سیاهچاله هایی هم هستند که در اطراف زمین هم هستند که تشخیص آنها بسیار سخت یا غیر ممکن است و البته خطری هم ندارند برای اطلاع بیشتر کتاب ساختار ستارگان و کهکشان ها از پاول هاج را مطالعه کنید.

 


كرم چاله : يك سكوي ديگر گذر از زمان است كه ميتواند در عرض چند ساعت ما را چندين سال نوري جابجا كند. فرض كنيد دو نفر دو طرف يك ملافه رو گرفته اند و ميكشند. اگر يك توپ تنيس بر روي ملافه قرار دهيم يك انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ايجاد ميشود.

اگر يك تيله به روي اين ملافه قرار دهيم به سمت چاله اي كه ان توپ ايجاد كرده است ميرود. اين نظر اينشتين است كه كرات آسماني در فضا و زمان انحنا ايجاد ميكنند؛ درست مثل همان توپ روي ملافه. حالا اگه فرض كنيم فضا به صورت يك لايه دوبعدي روي يه محور تا شده باشد و بين نيمه بالا و پايين ان خالي باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پايين مقابل هم قرار گيرد، آن وقت حفره اي كه هر دو ايجاد ميكنند ميتواند به همديگر رسيده و ايجاد يك تونل كند. مثل اين كه يك ميانبر در زمان و مكان ايجاد شده باشد. به اين تونل ميگويند كرم چاله.


اين اميد است كه يك كهكشاني كه ظاهرا ميليونها سال نوري دور از ماست، از راه يك همچين تونلي بيش از چند هزار كيلومتر دور از ما نباشئ. در اصل ميشود گفت كرم چاله تونل ارتباطي بين يك سياهچاله و يه سفيدچاله است و ميتواند بين جهان هاي موازي ارتباط برقرار كند و در نتيجه به همان ترتيب ميتواند ما را در زمان جابجا كند. آخرين راه سفر در زمان ريسمانهاي كيهاني است. طبق اين نظريه يك سري رشته هايي به ضخامت يه اتم در فضا وجود دارند كه كل جهان را پوشش ميدهند و تحت فشار خيلي زيادي هستند. اينها هم يه نيروي جاذبه خيلي قوي دارند كه هر جسمي را سرعت ميدهند و چون مرزهاي فضا زمان را مغشوش ميكند لذا ميشود از انها براي گذر از زمان استفاده كرد.

 

تفاوت دخترا و پسرا در زمین خوردن

تفاوت دخترا و پسرا در زمین خوردن (طنز) www.taknaz.ir
 

پسر در حال دویدن...


زااااارت (صدای زمین خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه ؟؟؟؟؟؟؟؟چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی ؟؟؟؟؟، پاشو ؟؟؟؟! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")
یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!

**************************
 

دختر در حال راه رفتن...

دوففففففف
سک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای...
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین
 

طرز فکر دانشجوهای جدید و ترم آخری

طرز فکر دانشجوهای جدید و ترم آخری (طنز) www.taknaz.ir

 

طی یک نظرسنجی از یک دانشجوی ورودی جدید و یک دانشجوی ترم آخری خواسته شد که با دیدن هر کدام از کلمات زیر ذهنیت و تصور خود را در مورد آن کلمه در یک جمله کوتاه بنویسند.

جمله اول مربوط به دانشجوی ورودی جدید و جمله دوم مربوط به دانشجوی ترم آخری…

 


 

یک وعده غذای سلف

1)بیفستراگانوف با سس کچاپ با نوشیدنی خنک

2)چلو لاستیک به همراه افزودنی های غیر مجاز

 

کارت دانشجویی

1)کارت شناسایی و هویت دانشجو

2)تنها استفاده از این کارت گرفتن فیلم از ویدئو کلوب است

 

خوابگاه

1)محل استراحت و سرشار از شادی و نشاط

2)مکانی برای همزیستی مسالمت آمیز با سوسک و موش

 

شب امتحان

1)شبی برای دوره کردن درسی که در طول ترم خوانده شده است

2)شبی که تا صبح باید مثل خر درس خوند

 

جزوه خوش خط دخترها

1)بمیرم از هیچ دختری جزوه نمیگیرم، من عادت دارم فقط جزوه خودمو بخونم

2)طلای کاغذی

 

تقلب

1)یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان

2)تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان

 

مشروط شدن

1)عمراٌ، من تو دبیرستان معدل کمتر از ۱۸ نداشتم

2)نمک تحصیل در دانشگاه

 

وام دانشجویی

1)کمک هزینه برای دانشجو

2)مثل مهریه میمونه کی داده کی گرفته

 

ازدواج دانشجویی

1)حرفش رو نزن من قصد ادامه تحصیل دارم

2)کو؟ کجاس؟کسی رو سراغ داری برام؟

 

حراست

1)ارگانی برای حفاظت از دانشجو از گزند خطرات

2) ارگانی برای حفاطت از دانشگاه از گزند دانشجویان

 

دانشجو

1)فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است

2)ها ایی دانشجو که وگفتی یعنی چه؟؟؟!!!!

 فرق امتحان در دبستان و دانشگاه !

فرق امتحان در دبستان و دانشگاه ! (عکس طنز) www.taknaz.ir
 
 
تفاوت امتحان در دبستان و دانشگاه!
 
 
فرق امتحان در دبستان و دانشگاه ! (عکس طنز) www.taknaz.ir

میدان مغناطیسی بدن انسان و تاثیرنماز بر آن

هارولد‌بور از دانشگاه ييل براي اولين بار با انجام يك آزمايش ساده،به وجود ميدان مغناطيسي در اطراف موجود زنده پي‌برد.او با توجه به يك مولد الكتريكي كه در آهن‌ربا در داخل سيم‌پيچ دوران ميكند و جريان توليد مي‌كند،سمندري را در يك ظرف آب‌نمك قرار داد و ظرف را به دور سمندر چرخاند.الكترودهايي كه در اين ظرف وجود داشتند و به يك گالوانومتر حساس متصل شده‌بودند،يك جريان متناوب را نشان مي‌دادند.زماني كه بور اين آزمايش را بدون سمندر انجام داد،گالوانومترهيچ جرياني را نشان نداد.اين بدان معنا بود كه در اطراف موجود زنده ميداني وجود دارد كه خاصيت مغناطيسي هم دارد.بور اين وسيله را بر روي دانشجويان داوطلب خود امتحان كرد و مشاهده نمود كه اين ميدان در بدن انسان هم وجود دارد وكاملا تابع رويدادهاي اساسي زيست شناختي بدن است.او اين ميدان را حياتي ناميد چون هرگاه حيات از بين برود،ميدان حياتي هم از بين مي‌رود.به گونه‌اي كه يك سمندر مرده در دستگاه هيچ پتانسيلي به وجود نمي‌آورد.

تشكيل ميدان مغناطيسي بدن: همانگونه كه مي‌دانيد،در بدن ما ميليون ها عصب وجود دارد كه كار انتقال پيام در بدن ما بوسيله تحريك الكتريكي اين عصب ها صورت مي گيرد.در اثر شار بار در اطراف آنها در بدن ما يك ميدان تشكيل مي‌شود و ميدان بدن ما در اثر فعاليت همزمان ميليون ها عصب به وجود مي آيد.

امواج مغزي:دستگاه موج‌نگار مغز چهار نوع منحني از امواج مغزي را ارائه مي‌دهد كه عبارتند از:آْلفا،بتا،دلتاو تتا.ريتمهاي دلتا كندترين امواج مغزي با تناوب از 1تا3 دور در ثانيه بوده و اغلب در خواب عميق ظاهر مي‌شوند.به‌نظر مي‌رسد كه ريتمهاي تتا كه داراي تناوب 4تا7 دور درثانيه مي باشند به خلق و خوي بستگي داشته باشند.ريتمهاي آلفا از 8 تا 12 دور در ثانيه،در اوقات تفكروتامل آزاد رخ داده و در صورت تمركز حواس و توجه قطع مي‌شوند و بالاخره ريتمهاي بتا با تناوب 13الي22 دور در ثانيه،ظاهرا منحصر به نواحي جلوئي مغز،يعني جايي كه فعاليت هاي پيچيده مغزي رخ مي‌دهد مي‌باشند.امواج آلفا امواج بسيار مهمي هستند كه بوسيله هانس‌برگر آلماني كشف شدند و به گفته وي با نوعي هوشياري و خودآگاهي معطوف به درون ظاهر مي‌شوندو تغييرات فيزيولوژي مهمي در بدن ايجاد مي‌كنند.

ميدان مغناطيسي بدن و امواج مغزي در معرض خطر:حتما تا به حال‌درباره خطرات گوشي‌هاي موبايل يا زندگي در نزديكي نيروگاهاي برق چيزهايي شنيده‌ايد.بنابرتحقيقات پروفسور لاي امواج مغناطيسي كه از نيروگاه هاي برق يا وسايل برقي مثل سشوار و ريش‌تراش برقي و...ساطع مي‌شود به دي ان اي سلول هاي مغزي آسيب مي‌رساند و قابليت ترميم را در آنها از بين مي‌برد.ميدان هاي مغناطيسي خارجي علاوه بر آسيب به دي ان اي مغز اثر منفي ديگري به بدن دارند.اين ميدان ها باعث اختلال در ميدان مغناطيسي طبيعي بدن مي‌شوند.همانطور كه مي‌دانيد نزديك به 70%از بدن مارا آب فراگرفته و مولكول هاي آب به صورت دوقطبي هستند و زمانيكه ما در معرض يك ميدان مغناطيسي خارجي قرار مي گيريم،اين مولكولها در جهت آن ميدان قرار مي‌گيرند و اين پديده باعث مي‌شود نظم ميدان مغناطيسي ما به هم بريزد.علاوه بر عوامل خارجي يكسري عوامل داخلي نيز وجود دارند كه باعث مي‌شوند اختلال در ميدان بدن ايجاد شود.مهمترين آنها بارهاي الكتريكي هستند كه هنگام شارش بار در عصب در اطراف آن به وجود مي آيند و به صورت الكتريسيته ساكن در بافت هاي بدن ذخيره مي‌شوند و ميداني كه در اطراف اين بارها بوجود مي‌آيند در ميدان بدن ايجاد خلل مي‌كنند.اين‌بارها به خصوص در نقاطي كه تراكم اعصاب بيشتر است ذخيره مي‌شوند و به دليل اين كه هم تراكم زيادي دارند و هم در نزديكي عصب هاي بيشتر و مهمتري قرار دارند براي بدن به شدت مضر هستند.از جمله اين نقاط ناحيه سر و دستها و قسمت مچ پابه پايين است و در بين اين سه قسمت،سر اهميت ويژه‌اي دارد چون بارهاي ذخيره شده در آن علاوه بر ايجاد خلل درميدان مغناطيسي مغز باعث اغتشاش در امواج مغزي نيز مي‌شوند. به ظاهر ما روزانه تنها دقايقي را در معرض ميدان مغناطيسي هستيم،مثل موبايل يا سشوار و غيره.اما در طول دوران زندگي خود در معرض ميداني بسيار قوي هستيم و آن ميدان مغناطيسي زمين هست.عوامل داخلي اغتشاش در ميدان بدن ما هم فعاليت‌هاي حياتي و اجتناب‌ناپذيري هستند كه در تمام طول عمر ما در جريان هستند پس چگونه مي‌توان اثرات سوء آنها كه باعث اختلال در بدن ما و بيماري هايي مثل سرطان مي‌شوند را خنثي كرد؟
در اينجاست كه بايد گفت خداوند راه حل تمام اين سوالات را در يك عمل ساده كه امكان آن براي همه افراد وجود دارد و بيش از چند دقيقه هم وقت نمي برد و هيچ ضرري هم ندارد به انسان هديه داده و آن نماز است.

نماز و ميدان مغناطيسي:آنگونه كه از تصاوير به دست آمده از ميدان مغناطيسي زمين پيداست،بطور شگفت‌انگيزي اگر انسان در هر نقطه از زمين رو به قبله بايستد،ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين منطبق مي‌گردد و در مدتي كه در نماز است ميدان بدنش منظم مي‌شود.
اخيرا هم كشف شده است كه قلب زنان منظم‌تر و قوي‌تر از مردان مي‌زندو دليل آن همين تغيير ولتاژ است.

نماز و بارهاي الكتريكي:
همانطور كه قبلا اشاره شد بارهاي زائدي كه در اثر تحريكات الكتريكي اعصاب به وجود مي‌آيند هم بر ميدان بدن و هم بر امواج مغزي اثر سو دارند. و اين اثرات در نواحي‌اي كه اعصاب در آن تحرك بيشتري دارند،خطرات جدي‌تري ايجاد مي‌كنند و بايد هرچه سريعتر از آن نواحي دور شوند.به طرز حيرت‌آوري مي‌بينيم كه اين نواحي دقيقا نواحي هستند كه در وضو شسته مي‌شوند و بنابر تحقيقات صورت گرفته بهترين راه دفع اين بارهاي زائد استفاده از يك ماده رساناست كه سريعترين و ارزانترين و بي‌ضررترين ماده براي اين كار آب است و جالب اينجاست كه آب هرچه خالص‌تر باشد سريعتر بارهاي ساكن را از بدن ما به اطراف گسيل مي‌دهد و هيچ مايعي مثل آب خالصي كه در وضو به انسان سفارش شده اين اثر را ندارد.

نماز و امواج مغزي:
با دفع بارهاي زائد بدن در وضو امواج مغزي در ايده‌ال‌ترين حالت قرار مي گيرند.علاوه بر آن حالت تمركزي كه در هنگام نماز در انسان به وجود مي‌آيد،تشعشع امواج آلفا و نيز توانايي مغز در توليد اين امواج را افزايش مي دهد.

تاثير افكار مثبت و منفي :انديشه و تفكر هر فرد در زندگي و آينده او ناثير به سزائي دارد . اگر شخصي مثبت انديش باشد , طبعا آينده اش قرين موفقيت و دلخوشي و پيروزي خواهد بود زيرا ضمير باطن وي مرتبا نيك انديشي و خوشبيني را به او ديكته مي كند و اين حالت نيز در وجود وي ثبت مي شود . در مقابل اين اشخاص اگر فردي نكات منفي هر مطلب يا موضوعي را در نظر بگيرد و تمام وقايع و رويدادها و سخنان ديگران را از جنبه منفي تجزيه و تحليل و برداشت نمايد مسلما روزي براي خود آينده اي پر از بدبيني و فشارهاي عصبي بوجود خواهد آورد زيرا اين فرد كه امروزه دچار ناراحتي هاي عصبي و روحي شده است , يقينا در گذشته بذرهاي غلط و غرض آلوده اي را در دشت ضمير خود كاشته است كه اكنون مي بايست محصول نادرستي را نيز از كاشته هاي قبلي خويش برداشت نمايد . اين محصول ممكن است به صورت حسادت هاي عميق , سوءظن هاي بي جا , كينه توزي ها و نفرت ها و ... بوده باشد و چنانچه اين فرد در صدد مداواي خود برنيايد , ريشه اين ناراحتي هاي روحي را با هيچ دارويي نمي تواند بسوزاند يا خشك كند , مگر اينكه به خود آيد و عاقلانه رفتار كند و از نيروهاي ذاتي خويش كمك بگيرد تا اينكه پس از مدتي بتواند از احساسات و خواسته ها و توقعات بيجا و بي مورد خويش بپرهيزد. شناخت نقطه ضعف ها در افراد مي تواند سر آغاز رهايي از قيد اسارت افكار و انديشه هاي منفي و نادرست باشد و سرفصل هائي است جهت برخوردهاي عقلي موجود در اشخاص مختلف .افراد عاقل در جوامع سعي مي كنند با هر كس مطابق فهم و درك و شناخت اوصحبت و برخورد كنند و در مقابل آنها , افرادي كه داراي شناخت و فهم كافي نيستند در طول زندگي خود هميشه سعي دارند , خواست و نظريات خود را به گونه اي به ديگران تحميل نمايند و توجهي به علم , فهم , درك , احساس , عقل , شعور و ... افراد ندارند و در نتيجه حالتي پيش مي آيد كه آنها , افكار منفي را در وجود خويش رسوخ مي دهند و موجب آزار روحي ديگران و خودخواهي هاي خويش مي گردند و خود پس از مدتي , گرايش منفي به دست مي آورند.زماني كه افراد با چنين اشخاصي مواجه مي شوند , براي سلامت روح و روان خويش بايد توجه داشته باشند چنانچه فردي شروع به ياوه گويي هايي درباره غرور و خودخواهي نمود و خواست هاي بي منطقي داشت مي بايست اورا از جمع خود طرد نمايند و توجهي به گفته هاي بي محتواي او نكنند چون اگر با وي ادامه معاشرت دهند پس از مدتي گرفتار امواج منفي ذهنيات و نظريات غلط وي مي گردند.هنگام رويارووي هاي اجباري با افراد بي منطق و ياوه گو بايد سعي شود تا حد ممكن با گذشت و احتياط با آنها رفتار كرد و از شروع بحث هاي بي مورد با آنان خودداري نمود و در اسرع وقت با چنين اشخاصي قطع رابطه كرد و حتي پس از جدا شدن از آنان سعي شود مطالبي را كه در بين شما و وي رد و بدل شده اند يا تمام خاطراتي كه از برخورد با آن افراد عصبي و ناراحت ايجاد شده اند را به دست فراموشي بسپارد به طوري كه آن رفتارها به ضمير باطن وي راه نيابد و در آن جاي نگيرند كه روزي موجب بروز ناراحتي و گرفتاري هاي روحي شما گردند.روش زدودن چنين خاطراتي بدين ترتيب است كه بايد به طرقي عاقلانه آن محيط را ترك نمائيد و قدري پس از دور شدن از آنجا در ذهن خود انديشه هاي مثبت را پرورش دهيد .فرضا" با خود بگوئيد خدا را شكر كه توانستم از دست آن محلي يا فرد صالح و نادان رهايي پيدا كنم .اگر آن فرد وسيله قتاله اي در دست داشت ممكن بود به من صدمه اي وارد مي نمود و حال كه به سلامت از دست او خلاص شدم , بايستي خيلي خوشحال و راضي باشم .اين نوع تلقينات مثبت موجب مي گردند تا انديشه هاي نادرست و مخرب از طريق آگاهي به ضمير ناخودآگاه راه نيابند تا بعدها بگونه اي موجب آزار گردند.اكثريت قريب به اتفاق كساني كه در حول و حوش ما هستند افرادي مي باشند كه هرگاه قدم خير و مثبت براي كسي بردارند انتظار و توقع عمل متقابلي را از او دارند و طرف مقابل هر چه نيكي در مورد آن عمل آنها بنمايد خواست و توقعشان برآورده نمي شود و از طرف مقابل انتظارات بيشتري دارند و از كوچكترين بي توجهي آنها رنجيده خاطر مي گردند و گاهي هم با او قطع رابطه مي نمايند . اين افراد بگونه اي آموزش ديده يا در زندگي خود را توجيه كرده اند كه در ازاي طاعات و عباداتشان از خداوند نيز طلب پاداش فوري دارند .از آنجايي كه اين گونه اشخاص نعمت هاي معنوي خداوند را نمي توانند درك كنند و پاداش خداوندي را فقط در مال و منال و مكنت دنيا جستجو مي نمايند و چنين تصور مي كنند كه از جانب خداوند هم در حق آنها بي عدالتي شده است در صورتي كه اگر به باطن خود مراجعه كنند دليل عمل را به خوبي در مي يابند چون اين قبيل افراد ناآگاه نمي دانند كه هر فردي جهت منظور و تكامل جداگانه اي پا در اين عالم خاكي      مي گذارد و دليلي وجود ندارد كه تمام افراد در يك محيط از هر نظر با هم برابر باشند چون در اين شرايط نظم خلقت بهم مي خورد و هدف آن دگرگون جلوه مي نمايد.در زندگي گذشت كردن وتوانايي بخشودن به انسان آرامش و تزكيه درون مي دهد و اين خود نوعي مثبت انديشي است كه موجب راحتي زيست و آسوده بودن جسم و روح و روان افراد صالح و پاك مي گردد.اگر كسي قادر باشد با حوادث و رويدادهاي محيط خود به طور عقلاني برخورد داشته باشد و با روشن بيني و منطق با آنها روبرو گردد موفقيت و پيروزي او در زندگي حتمي است ,ولي چنانچه برخورد فردي از روي احساسات دروني و نفساني بوده باشد چندي به طول نمي انجامد كه وي دچار ناراحتي و پشيمان شدن از عمل خود مي گردد .عصبانيت هاي بي جا و خارج از كنترل يكي از عواملي است كه در اتخاذ تصميم عقلاني افراد اثر مي گذارد ,لذا به هنگامي كه خشمگين هستيد در حد مقدورات خود سعي نمائيد كه تصميم نگيريد و آنرا به مرحله اجرا نگذاريد چون اكثريت قريب به اتفاق افرادي كه در زمان عصبانيت اقدام به اخذ تصميم و اجراي سريع نموده اند پس از اندك مدتي از كرده و عمل خويش نادم  شده اند كه اغلب اين نوع پشيماني ها اثري در زندگي آنها ندارند و ديگر نمي توانند حالت اوليه آنرا تغيير دهند

مرگ انرژي هاي منفي:آيا تابحال از خودتان پرسيديد:؟چرا انسانها با اينكه مي دونند ورزش كردن براي سلامتي اونها مفيده بازهم ورزش نمي كنند،يا در حاليكه مي دونند دروغ گفتن در هيچ شرايطي به نفعشون نيست بازهم به دروغ گفتن  مي پردازند؟ يا با اينكه اطلاع كامل دارند كه سيگار كشيدن واستفاده از مواد مخدر براي اونها زيانبار و حتي مرگباره بازهم از اون استفاده مي كنند واز همه مهمتر بيشتر انسانها از مواد غذايي چرب و پر كالري استفاده مي كنند در حاليكه مي دونند براشون حكم سم رو دارد؟
مطمئنم كه خيلي از شما ها جواب مي ديد دليل اون پيروزي هاي منفي يا همون وسوسه هاي شيطانيه ،بله درسته، اين دليل ميتونه از همه محكمتر باشد سوالي كه جواب اون خيلي مهمه اينه كه :چطور مي توانيم اين انرژيهاي منفي را شكست بديم:
اجازه بديد براي روشن شدن مطلب انرژي هاي منفي و مثبت رو به دوقلويي تشبيه كنيم كه در شكم مادر باهم به بحث و مجادله مي پردازند. شايد اين داستان بتونه به وضوح هواي نفساني(منيت) يا انرژي هاي منفي و ذات الهي (روح) يا انرژي هاي مثبت رو به ما معرفي كند.
ذات الهي (روح) به هواي نفساني (منيت) ميگه: مي خوام راز بزرگي رو بهت بگم كه شايد درك و قبول اون برات سخت باشه. هواي نفساني ميگه: بگو، من سراپا گوشم.
روح ميگه: زندگي ما به اين جاي كوچك و تاريكي كه هستيم ختم نمي شه ما به دنيايي بزرگتر و زيباتر تعلق داريم كه در آينده اي نزديك وارد آن مي شيم.
منيت با ناباوري ميگه: چرا چرت و پرت مي گي؟ يه كم واقع بين باش، اينجا فقط تنگي و تاريكي، اين بخت و اقبال ماست و بايد اون رو بپذيريم، اينهايي كه تو ميگي فقط يه روياست، بهتره اين موضوع رو از سرت بيرون كني...
روح لحظه اي آروم ميشه ولي نمي تونه خيلي طاقت بياره به خاطر همين به منيت ميگه، اگه قرار نيست دوباره ناراحت و عصباني بشي يه مطلب مهم رو بهت بگم. منيت با اكراه جواب ميده: خوب بگو... روح ميگه: من ميدونم كه ما دوتا، يه مادر مهربون و دلسوز داريم، منيت در حالي كه نمي تونه جلوي خنده اش رو بگيره ميگه: مادر؟ اصلا تا حالا مادر رو ديدي؟ چه برسه به اينكه ادعا كني مهربون و دلسوزه؟ نمي دونم اين حرفايي كه مي زني از كوته فكريته يا اينكه خيال پردازي؟ به نظر من فكر كردن به مادر فكري پوچ و واهيه، اينجا فقط من و تو هستيم، حالا هم بهتره به بند ناف بچسبي و آروم باشي! روح با ناراحتي به گوشه اي پناه مي بره و ديگه چيزي نميگه ولي اين سكوت بيشتر از چند روز طول نميكشه.
اين بار روح با ناراحتي و ناآرامي به منيت ميگه: توفقط به حرفاي من گوش بده بدون اينكه اون رو قبول يا رد كني! نميدونم تا حالا متوجه فشارهاي مداومي كه بهمون مياد شدي يا اينكه تغييراتمون رو حس كردي؟ همه اينها نشون ميده كه ما داريم رشد مي كنيم، پس بايد آماده باشيم تا از اين دنياي تنگ و تاريك به يك دنياي پر از نور و خوشبختي بريم، جايي كه مادر مهربونمون بي صبرانه منتظر ماست. لحظه ي ملاقات با مادرمون نزديكه، منيت در حاليكه با تعجب به روح نگاه مي كنه ميگه، ديگه شك ندام تو ديوانه شدي آخه تو چطور مي توني به نور و روشنايي فكر كني؟ در حالي كه تموم عمرت رو توي تاريكي و ظلمت محض گذروندي؟ اين حركت ها وفشارها هم كه ازشون صحبت مي كني واقعيت زندگي ماست، اون رو بپذير و آروم باش.
خلاصه اين بحث و گفتگو روزها و روزها ادامه پيدا مي كنه تا اينكه يكروز اين حركات و فشارها بيشتر ميشه منيت در مقابل اين فشارها مقاومت مي كنه اما روح در حاليكه لبخندي به لب داره ميگه: لحظه موعود فرا رسيده...
داستاني كه شنيديد نشون دهنده انرژي هاي منفي و مثبت درون همه ما انسانهاست. در اين دنيا تنها كساني موفقند كه بتونند در مقابل انرژي هاي منفي پيروز بشن اما چطور ميشه با اين انرژي هاي منفي مبارزه كرد و اونها رو شكست داد؟ اجازه بديد قبل از اينكه جواب اين سوال رو بدم يه سوال ازتون بپرسم؟ اگه فردي در مقابل شما باشه كه اصلا خير و صلاحتون رو نخواد و هرزمان خواست صحبت كنه شما بهش بگيد ساكت شو، يا اينكه بهش تو دهني بزنيد، آيا ديگه اون شخص جرأت حرف زدن پيدا مي كنه؟ درسته، نه او ديگه به هيچ وجه صحبت نمي كنه. رفتار ما با انرژي منفي هم بايد اينطور باشه، لابد ميگيد چطور؟ به اين چند مثال ساده توجه كنيد، يه شب تصميم ميگيريد فردا صبح زودتر از خواب بيدار بشيد تا ورزش كنيد اما صبح موقع بيدار شدن يه ندايي از درونتون ميگه: بخواب... بخواب... هنوز زمان داري... چند دقيقه ديرتر كه طوري نميشه! تو هنوز به استراحت نياز داري... اصلا امروز نشد فردا، امروز رو راحت بخواب... يا يكروز توي باشگاه تصميم ميگيريد 20 تا دنبل بزنيد اما وقتي تا 10 و 11 ميرسيد يه صدايي بهتون ميگه: خيلي خسته شدي... انرژيت تحليل رفته... بسه ماهيچه هات ساخته شد... اين صداها براتون آشنا نيست؟ اين صداهاي آشنا همون انرژي هاي منفي اند. بهترين راه مبارزه با اين انرژي ها اينه كه محكم به اونها تو دهني بزنيم، يادتون باشه وقتي اين صداها رو شنيديد پوزخندي بزنيد و بگيد: خيلي ممنون كه به من توجه داريم، اون وقت با قاطعيت از رخت خواب بيرون بيايد و ورزش رو شروع كنيد و يا اينكه به دنبل زدنتون ادامه بديد، اونوقت هر بار دست و پاتون رو براي ورزش تكون ميديد يا به اندازه هر دنبلي كه مي زنيد تا به هدف برسيد يه تو دهني محكم به انرژي هاي منفي نثار كرديد... وقتي مرتبا اين كار رو انجام داديد (حداقل 21 روز) ديگه اون صداها به گوشتون نمي رسه, چرا كه انرژي هاي منفي درون شما مردند.

جذب انرژي هاي مثبت:يكي ديگر از تمرينهايي كه براي جذب نيروهاي مثبت به شما كمك مي كند خواندن روزانه نمازهاي پنجگانه و خواندن روزانه قرآن است . اگر شما نمازهاي پنجگانه را با اخلاص كامل و از ته دل و با روحتان بخوانيد ،يعني تا جايي كه جا دارد در خواندن نماز عميق باشيد و روزانه چند آيه از قرآن را با همين شرايط بخوانيد ،يك شاه راه بسيار قوي در بدنتان ايجاد خواهد شد كه واقعا تاثير بسزايي در جذب نيروهاي مثبت دارد ،شما نبايد به نماز خواندن به عنوان يك تكليف نگاه بكنيد ،بلكه به نماز به عنوان يك تمرين روزانه بسيار قوي براي جذب نيروهاي مثبت و پروراندن روحتان نگاه بكنيد زيرا در غير اين صورت نماز خواندن تاثير چنداني بر روح و جسم شما نخواد داشت .گرفتن وضو قبل از نماز و نيت كردن نيز تاثير زيادي براي جذب نيروهاي مثبت دارد ،باور كنيد كه اين تاثير بيشتر شبيه معجزه است ،چون تاثيري كه يك روز وضو گرفتن و نماز خواندن بر روي شما مي گذارد معادل تاثيري است كه سالها رياضت كشيدن بر روي درويشان و مرتاضان مي گذارد تمامي اعمالي را كه انجام مي دهيد يادتان باشد كه با خلوص كامل و ازته دل انجام دهيد تا تاثير واقعي آن را درك بكنيد. توجه داشته باشيد كه براي اينكه تمرينهايي را كه گفته شد به حد اعلي برسانيد حتما قبل از شروع تمرين وضو بگيريد. اگر شما تمرينهاي گفته شده را به درستي انجام دهيد مطمئن باشيد كه چنان تاثيري بر روي شما مي گذارد كه خود شگفت زده مي شويد .علاوه بر تمرينهاي فوق هميشه به اين نكته توجه داشته باشيد كه هدفتان از ورود به دنياي فيزيكي چه بوده و چه هدفي را بايد دنبال بكنيد. حال شما ديگر راهتان را براي پيشرفت به سوي كمال پيدا كرده ايد و حالا نوبت ديگران است كه شما به آنها كمك بكنيد تا آنها نيز راهشان را براي اين پيشرفت پيدا بكنند،هميشه يادتان باشد كه نيروهاي منفي و اهريمن زياد هستند و هر روز بيشتر تكثير مي يابند و زندگي فيزيكي را كم كم به به تباهي و نابودي بكشانند ، پس شما كه راهتان را براي پيشرفت به سوي كمال پيدا كرده ايد، به جمع نيروهاي مثبت بپيونديد و به اطرافيانتان نيز كمك بكنيد و آنها را از شر شياطين و نيروهاي اهريمني برهانيد . هميشه اين نكته را به خاطر داشته باشيد كه نيروهاي منفي هر چه قدر هم قوي باشند باز هم هميشه و در همه جا نهايتا حق و حقيقت پيروز بوده و هست .

ذره خدا

 

 

بوزون هیگز (ذره خدا ) چیست و چرا

 اینقدر اهمیت دارد ؟

ادامه نوشته

طنز "فرق نیمرو پختن دخترها و پسرها"


دخترها: ۱. توی ماهیتابه روغن میریزن. ۲. اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن. ۳. تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن. ۴. چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن. پسرها: ۱. توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن. ۲. توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میکنن. ۳. ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن. ۴. توی ماهیتابه روغن میریزن. ۵. توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن. ۶. یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن. ۷. چند تا فحش میدن. ۸. دنبال کبریت میگردن. ۹. با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره. ۱۰. ماهیتابه رو میشورن . ۱۱. ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن. ۱۲. تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن. ۱۳. چند تا فحش میدن و لباس میپوشن. ۱۴. میرن سراغ بقالی سر کوچه و ۲۰ تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن. ۱۵. تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن. ۱۶. روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن. ۱۷. تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن. ۱۸. دنبال نمکدون میگردن. ۱۹. نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن. ۲۰. دنبال کیسهء نمک میگردن و بلاخره پیداش میکنن. ۲۱. نمکدون رو پر از نمک میکنن. ۲۲. صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون. ۲۳. نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن. ۲۴. بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه. ۲۵. چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل آشغال میریزن. ۲۶. توی ماهیتابه دوباره روغن و تخم مرغ میریزن. ۲۷. با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن. ۲۸. صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون. ۲۹. سریع برمیگردن توی آشپزخونه. ۳۰. تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن. ۳۱. ماهیتابه رو میندازن توی سینک. ۳۲. دنبال ظرفهای مسی میگردن. ۳۳. قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن. ۳۴. چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن. ۳۵. یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن. ۳۶. چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن. ۳۷. یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه. ۳۸. روی باقیماندهء تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن. ۳۹. چند تا فحش میدن و بلند میشن. ۴۰. نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن. ۴۱. قابلمه داغ رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن. ۴۲. چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن. ۴۳. با یه پارچهء تنظیف قابلمه رو برمیدارن. ۴۴. پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن. ۴۵. نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن.

نماد گرایی زیبا در دین مبین اسلام ( تو دهنی به فراماسون ها )

http://zohur12.persiangig.com/image/devil%20in%209.11/tejtvchrm2t660gawte.JPG

اگر به حالات نمازگزار بالا دقت کنیم می بینیم که طی این مراحل کلمه ی زیبای "احمد" که از لقب های حضرت محمد(ص) می باشد نمایش داده می شود...!!! 


روز معلم مبارک

دیروز میگفتم:

مشقهایم را خط بزن... مرا مزن

روی تخته خط بکش... گوشم را مکش

مهر را در دلم جاری بکن... جریمه مکن

هرچه تکلیف میخواهی بگیر... امتحان سخت مگیر

اما اکنون..

مرا بزن... گوشم را بکش... جریمه بکن..امتحان سخت بگیر

مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه بازگردان

صورتهای فلکی

مردمان باستان تصور مي‌كردند كه مي‌توانند خطوط اصلي چهره‌ها را در ستارگان آسمان شب پيدا كنند. اين چهره‌ها معمولاً شكل‌هايي از قهرمانان، اساطير و خدايان افسانه‌اي، مخلوقات گوناگون و اجرامي بود‌ند كه به نظر آنها بر روی زمین اثر گذار ند. اين مفهوم عاميانه صورت فلكي است.
اما در ستاره‌شناسي نوين، لغت صورت فلكي به بخشي از آسمان اطلاق مي‌شود كه در مرحله‌ي اول اشكالي را تداعي مي‌كند كه هزارها سال پيش براي اولين بار مورد توجه انسان‌هاي باستاني قرار گرفته است.
اين مناطق بر روي كره‌ي سماوي، مانند استان‌ها يا كشورهاي مختلف بر روي نقشه‌هاي زميني هستند. در حال حاضر هر نقطه‌اي از آسمان بالاي سر ما، حتماً متعلق به يك صورت فلكي است. حد فاصل بين صورت‌‌هاي فلكي در قالب خط مستقيم بوده
ولي شكل‌ها مي‌توانند كاملاً غيرمتقارن و غيرهندسي باشند. به هر تقدير هر صورت فلكي تعدادي از ستارگان آسمان را درون محدوده‌ي خود جاي مي‌دهد.
صورت فلكي براي ايجاد راحتي و تسهيل در شناخت اجرام و پيدا كردن بخش خاصي از آسمان مفید است. از ديد ما، مي‌توان تصور كرد كه تمام ستارگان درون محدوده يك صورت فلكي از نظر فيزيكي با هم در ارتباط هستند. از آنجا كه با چشم غيرمسلح نمي‌توان عمق فضا را تشخيص داد، لذا انسان همه‌ي ستارگان را در يك صفحه و ظاهراً در يك فاصله و بسيار نزديك به هم مي‌بيند. در حقيقت هر ستاره‌اي مي‌تواند در فاصله‌ي زيادي نسبت به ديگري قرار گيرد كه اين جدايي تا حد صدها و حتي هزارها سال نوري هم مي‌رسد.
در بين تمدن‌هاي باستاني اولين فرهنگ‌هايي كه شروع به طبقه‌بندي آسمان براي نامگذاري نمودند عبارتند از بابلي‌ها، هندي‌ها، يوناني‌ها، رومي‌ها، چيني‌ها و میان قاره‌ي آمريكا. انسان‌هاي ساكن در نيمكره‌ي شمالي قادر بودند فقط ستارگان قابل ديد در اين نيمكره را شناسايي و طبقه‌بندي نمايند، زيرا ستارگان عرض‌هاي جنوبي و پايين‌تر از آن نقاط قابل رؤيت نبودند. در قرن دوم ميلادي بطلميوس ستاره‌شناس يوناني ـ‌مصري، توانست بيش از 1000 ستاره را در قالب 48 صورت فلكي در كتاب مجستي فهرست نمايد. اين صورت‌هاي فلكي كه يادمان دوران عتيق است، به نام صورت‌هاي فلكي باستاني ناميده مي‌شوند.
از قرن 16 كه اروپايي‌ها به كشف مناطق جنوبي كره‌ي زمين پرداختند، فهرست ستارگان نيمكره‌ي جنوبي براي دنياي غرب شناخته شد. اين صورت‌هاي فلكي جديد را به نام «صور فلكي نوين» مي‌نامند.
معمولاً نامگذاري صورت‌هاي فلكي باستاني بر اساس شكل آنهاست. صورت‌هاي فلكي جبار و اسد ظاهراً به شكلي است كه آنها را ناميده‌اند. تعدادي از صورت‌هاي فلكي نوين را از روي بعضي از اختراعات، نظير ميكروسكوپ و تلسكوپ نامگذاري نموده‌اند. شكل‌ها (مثلاً خطوط واصل بين ستاره‌ها) در اصل اختياري بوده و ممكن است روي نقشه‌هاي مختلف متفاوت باشند. بعضي از صورت‌هاي فلكي داراي بخش كوچكتري در درون منطقه‌اي وسيع است، مانند قسمت ملاقه يا آبگردان درون خرس بزرگ.
قبل از سال 1930 هر كسي هر قسمتي از آسمان را به طور دلخواه مي‌توانست به هر اسمي بنامد و در نتيجه هيچ گونه مرز تعريف شده‌اي در اطراف صور فلكي وجود نداشت. لذا براي رفع شبهه و ايجاد يگانگي، ستاره‌شناسان جهان در سال 1930 تصميم گرفتند كه نام‌هاي خاصي (به زبان لاتين) به همراه مرزي مشخص براي كليه‌ي صورت‌هاي فلكي انتخاب كنند. اين همان حدود و اسم‌هايي است كه امروزه در سطح جهاني پذيرفته شده است.
در زير نام صورت‌هاي فلكي آورده شده است :



ردیف نام صورت فلکی علامت لاتین نام لاتین بهترین زمان مشاهده در آسمان
1 آندرومدا، شاهزاده، زن در زنجير، امراه المسلسله And Andromeda آبان
2 اژدها، تِنين Dra Draco تیر
3 اسب بالدار، فَرَس اعظم Peg Pegasus مهر
4 اسد، شير Leo Leo فروردین
5 اكليل شمالي، تاج شمالي، افسر شمالي CrB Corona Borealis تیر
6 برساوش، قهرمان Per Perseus دی
7 تازي‌ها، سگ‌هاي شكاري CVn Canes Venatici اردیبهشت
8 تكشاخ Mon Monoceros اسفند
9 ثور، گاو Tau Taurus دی
10 جام، پياله، باطیه، معلف Crt Crater اردیبهشت
11 غراب، كلاغ، زاغ Crv Corvus اردیبهشت
12 جبار، شكارچي Ori Orion بهمن
13 جَدي، بز دريايي، بزغاله، بز ماهی Cap Capricornus شهریور
14 جوزا، دو پيكر Gem Gemini اسفند
15 حَمَل، بره، گوسفند Ari Aries آذر
16 حوا، مارافساي، حامل مار Oph Ophiuchus مرداد
17 حوت، ماهي Psc Pisces آبان
18 حوت جنوبي، ماهي جنوبي PsA Piscis Austrinus مهر
19 خرگوش، اَرنَب Lep Lepus بهمن
20 دب اصغر، خرس كوچك UMi Usra minor تیر
21 دب اكبر، خرس بزرگ UMa Usra major فروردین
22 دجاجه، قو Cyg Cygnus قو
23 دلفين Del Delphinus شهریور
24 دلو، ريزنده آب Aqr Aquarius مهر
25 ذات الكرسي، ملكه، خداوند كرسي Cas Cassiopeia آبان
26 روباه، روباهك Vul Vulpecula شهریور
27 زرافه، شترگاوپلنگ Cam Camelopardus بهمن
28 سپر Sct Scutum مرداد
29 سرطان، خرچنگ Cnc Cancer اسفند
30 سكستان، ذات السدس، سكستانت Sex Sextans فروردین
31 سنبله، دوشيزه Vir Virgo خرداد
32 سوسمار، مارمولك، بزمجه Lac Lacerta مهر
33 سهم، تير، پيكان Sga Sagitta شهریور
34 سياهگوش Lyn Lynx اسفند
35 شلياق، چنگ رومي Lyr Lyra مرداد
36 شيركوچك، اسد اصغر LMi Leo minor فروردین
37 عقاب Aql Aquila شهریور
38 عقرب، كژدم Sco Scorpius تیر
39 عوا، گاوران Boo Bootes خرداد
40 قطعه الفرس، اسب كوچك، پاره اسب، پوني Equ Equuleus شهریور
41 قوس، كماندار، نيم اسب Sgr Sagittarius مرداد
42 قيطس، هيولاي دريايي، نهنگ Cet Cetus آذر
43 قيفاووس، سلطان Cep Cepheus مهر
44 كلب اصغر، سگ كوچك CMi Canis minor اسفند
45 كلب اكبر، سگ بزرگ CMa Canis major بهمن
46 كوره، تنور For
آذر
47 گيسوي برنيكه، موي برنيكه Com Coma Berenices اردیبهشت
48 مار، سر مار، دم مار Ser Serpens تیر و مرداد
49 مار آبي، مار دريايي، شجاع Hya Hydra فروردین
50 مثلث Tri Triangulum آذر
51 ممسك العنان، ارابه ران، عنان دار Aur Auriga دی
52 ميزان، ترازو Lib Libra خرداد
53 نهر، جوي، رودخانه فلكي Eri Eridanus دی
54 هركول، جاثي، پهلوان، بر زانو نشسته Her Hercules مرداد

صورت‌هاي فلكي نيم‌كره‌ي جنوبي :
این صورتهای فلکی در جنوب میل منهای 30 درجه واقعند، لذا عمدتا از عرضهای جنوبی قابل مشاهده می باشند. در ایران هم تعدادی از آنها را در عرض های پایینتر می توان دید.


ردیف نام صورت فلکی نام لاتین
1 آب مار، نر مار Hydrus
2 آپوس، پرنده بهشتي Apus
3 اِسكنه، قلك سنگتراشي Caelum
4 اكليل جنوبي، تاج جنوبي Corona Australis
5 پرگار، قطب نما Circnus
6 تلسكوپ Telescopium
7 تير حمال، شاه تخته Carina
8 ثُمن، اكتان، هشتك Octans
9 چليپا، صليب جنوبي Crux
10 حجار، سنگتراش Sculptor
11 حربا، آفتاب پرست Chamaeleon
12 حمامه، كبوتر Columba
13 خط كش، گونيا، تراز Norma
14 درنا Grus
15 ساعت Horlogium
16 سبع، گرگ Lupus
17 شبكه، تور Reticulum
18 شراع، بادبان Vela
19 طاووس Pavo
20 طوغان، توكان Tucana
21 عنقا، ققنوس، سيمرغ Phoenix
22 قطب نما Pyxis
23 قِنطورس، ظليم Centaurus
24 كشتيدم Puppis
25 كوه ميز، ميز صحرايي Mensa
26 ماهي پرنده Volans
27 ماهي زرين، طلاماهي Dorado
28 مثلث جنوبي Triangulum Australe
29 مجمره، آتشدان، عودسوز Ara
30 مِفرغه الهوا، تلمبه بادي Antlia
31 مگس Musca
32 ميكروسكوپ Microscopium
33 نقاش Pictor
34 هندي Indus

پيدا کردن صورتهای فلکی در آسمان
فکر کنم علاقه مند شدید که این صورتهای فلکی را در آسمان پیدا کنید. برای این کار ابتدا باید یک نقشه آسمان شب را تهیه کنید که این صورتهای فلکی در آنها مشخص شده باشند. و سپس با استفاده از نقشه و دوربین دو چشمی یا تلسکوپ می توانید ستاره های تشکیل دهنده این صورتهای فلکی را رصد کنید. البته اگر آسمان محل سکونتتان صاف باشد و آلودگی نوری نداشته باشد می توانید با چشمان غیرمسلح نیز به شکار این اجرام آسمانی بروید.

زشت ترین دختر کلاس



دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیباروی و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید:
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یکدفعه کلاس از خنده ترکید …

بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند.
او گفت: اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی.

او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند. او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود. آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد. مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا!

سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم. پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت:
برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!

در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند.
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
و همسرم اینگونه جواب داد:
من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم ...


شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند

برخی از گفته های انشتین

 چون رشته ما فیزیکه و این که نسبت به جناب انشتین  ارادت خاصی داریم خواستم چند سخن از این دانشمند رو برای شادی روح ایشان درج کنم :

-متقاعد شدم که خدا تاس نمی اندازد.

-قدرت لگام گسیخته اتم همه چیز را در نحوه تفکر ما دگرگون کرده و از این رو به سوی فاجعه ای بی سابقه به پیش میرویم.

-علم سیاست مربوط به زمان حال است ,اما معادله چیزی است برای ابدیت.

-اگر A کامیابی در زندگی باشد,پس A=X+Y+Z که X کار است.Y بازی است,Z عبارت است از بسته نگه داشتن دهانتان(تقصیر من نیست انشتین گفته).

-تا آنجا که قوانین ریاضیات به واقعیت ربط پیدا میکند,معین نیستند و مادام که معین باشند,به واقعیت ارتباط پیدا نمیکنند.

حالا گفته های برخی از افراد مشهور درباره انشتین:

پابلو پیکاسو(نبوغ انشتین به فاجعه هیروشیما ختم می شود)

رابرت اپنهایمر(خل تمام و کمال)

حقایـقی بـاورنکـردنی از زنـدگی آلبـرت اینـشتیـن


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



1. او با سر بزرگ متولد شد
وقتی اینشتین به دنیا آمد خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آن جایی که مادر وی تصور می کرد فرزندش ناقص است اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.



2. حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود نبود
مطمئنا اینشتین توانسته کتاب های مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند اما برای به یاد آوری چیزهای معمولی واقعا حافظه ی ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموش کاری مختص دانستن تاریخ تولد برای بچه های کوچک بود.

3. او از داستان های علمی، تخیلی متنفر بود
اینشتین از داستان های تخیلی بیزار بود زیرا احساس می کرد آنها باعث تغییر درک عامه مردم از علم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیزهایی که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد. او می گفت:(من هرگز در مورد آینده فکر نمی کنم زیرا به زودی می آید.)


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


4. او در آزمون ورودی دانشگاه رد شد
در سال 1895 در سن 17 سالگی اینشتین که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است که تاکنون متولد شده در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوئیس رد شد. در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت سرگذاشت اما در بخش های باقی مانده مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی بعد ها از او در این رابطه سوال شد گفت:(آنها بی نهایت کسل کننده بودند و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود احساس نمی کرد.)

5. علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت
اینشتین در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود. سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.

6. او فقط یک بار رانندگی کرد
اینشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت. یک روز اینشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند در ماشین پرسید: چه کسی احساس خستگی می کند؟ راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای اینشتین سخنرانی کند چرا که اینشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند قبول کرد. اما کمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه میکند در درونش داشت. به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد ولی تصور اینشتین درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس اینشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 
7. الهام گر او یک قطب نما بود
اینشتین در دوران نوجوانی یک قطب نما به عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود. وقتی او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد. بنابراین تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.

8. راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ اینشتین در سال 1995 مغر او توسط توماس تولتزهاروی برای تحقیقات برداشته شد. هاروی تکه هایی از مغز اینشتین را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد از این مطالعات دریافت می شود که مغز اینشتین در مقایسه با میانگین متوسط انسان ها مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است. همچنین مغز وی مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلیسیوس داشته که این مسئله امکان ارتباط آسانتر سلولهای عصبی را با یکدیگر فراهم می سازد. علاوه بر اینها مغز وی دارای تراکم و چگالی زیادی بوده و همین طور قطعه اهیانه پایینی توانایی همکاری بیشتری با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات را داشته است.


 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net