هارولدبور از دانشگاه ييل براي اولين بار با انجام يك آزمايش ساده،به وجود ميدان مغناطيسي در اطراف موجود زنده پيبرد.او با توجه به يك مولد الكتريكي كه در آهنربا در داخل سيمپيچ دوران ميكند و جريان توليد ميكند،سمندري را در يك ظرف آبنمك قرار داد و ظرف را به دور سمندر چرخاند.الكترودهايي كه در اين ظرف وجود داشتند و به يك گالوانومتر حساس متصل شدهبودند،يك جريان متناوب را نشان ميدادند.زماني كه بور اين آزمايش را بدون سمندر انجام داد،گالوانومترهيچ جرياني را نشان نداد.اين بدان معنا بود كه در اطراف موجود زنده ميداني وجود دارد كه خاصيت مغناطيسي هم دارد.بور اين وسيله را بر روي دانشجويان داوطلب خود امتحان كرد و مشاهده نمود كه اين ميدان در بدن انسان هم وجود دارد وكاملا تابع رويدادهاي اساسي زيست شناختي بدن است.او اين ميدان را حياتي ناميد چون هرگاه حيات از بين برود،ميدان حياتي هم از بين ميرود.به گونهاي كه يك سمندر مرده در دستگاه هيچ پتانسيلي به وجود نميآورد.
تشكيل ميدان مغناطيسي بدن: همانگونه كه ميدانيد،در بدن ما ميليون ها عصب وجود دارد كه كار انتقال پيام در بدن ما بوسيله تحريك الكتريكي اين عصب ها صورت مي گيرد.در اثر شار بار در اطراف آنها در بدن ما يك ميدان تشكيل ميشود و ميدان بدن ما در اثر فعاليت همزمان ميليون ها عصب به وجود مي آيد.
امواج مغزي:دستگاه موجنگار مغز چهار نوع منحني از امواج مغزي را ارائه ميدهد كه عبارتند از:آْلفا،بتا،دلتاو تتا.ريتمهاي دلتا كندترين امواج مغزي با تناوب از 1تا3 دور در ثانيه بوده و اغلب در خواب عميق ظاهر ميشوند.بهنظر ميرسد كه ريتمهاي تتا كه داراي تناوب 4تا7 دور درثانيه مي باشند به خلق و خوي بستگي داشته باشند.ريتمهاي آلفا از 8 تا 12 دور در ثانيه،در اوقات تفكروتامل آزاد رخ داده و در صورت تمركز حواس و توجه قطع ميشوند و بالاخره ريتمهاي بتا با تناوب 13الي22 دور در ثانيه،ظاهرا منحصر به نواحي جلوئي مغز،يعني جايي كه فعاليت هاي پيچيده مغزي رخ ميدهد ميباشند.امواج آلفا امواج بسيار مهمي هستند كه بوسيله هانسبرگر آلماني كشف شدند و به گفته وي با نوعي هوشياري و خودآگاهي معطوف به درون ظاهر ميشوندو تغييرات فيزيولوژي مهمي در بدن ايجاد ميكنند.
ميدان مغناطيسي بدن و امواج مغزي در معرض خطر:حتما تا به حالدرباره خطرات گوشيهاي موبايل يا زندگي در نزديكي نيروگاهاي برق چيزهايي شنيدهايد.بنابرتحقيقات پروفسور لاي امواج مغناطيسي كه از نيروگاه هاي برق يا وسايل برقي مثل سشوار و ريشتراش برقي و...ساطع ميشود به دي ان اي سلول هاي مغزي آسيب ميرساند و قابليت ترميم را در آنها از بين ميبرد.ميدان هاي مغناطيسي خارجي علاوه بر آسيب به دي ان اي مغز اثر منفي ديگري به بدن دارند.اين ميدان ها باعث اختلال در ميدان مغناطيسي طبيعي بدن ميشوند.همانطور كه ميدانيد نزديك به 70%از بدن مارا آب فراگرفته و مولكول هاي آب به صورت دوقطبي هستند و زمانيكه ما در معرض يك ميدان مغناطيسي خارجي قرار مي گيريم،اين مولكولها در جهت آن ميدان قرار ميگيرند و اين پديده باعث ميشود نظم ميدان مغناطيسي ما به هم بريزد.علاوه بر عوامل خارجي يكسري عوامل داخلي نيز وجود دارند كه باعث ميشوند اختلال در ميدان بدن ايجاد شود.مهمترين آنها بارهاي الكتريكي هستند كه هنگام شارش بار در عصب در اطراف آن به وجود مي آيند و به صورت الكتريسيته ساكن در بافت هاي بدن ذخيره ميشوند و ميداني كه در اطراف اين بارها بوجود ميآيند در ميدان بدن ايجاد خلل ميكنند.اينبارها به خصوص در نقاطي كه تراكم اعصاب بيشتر است ذخيره ميشوند و به دليل اين كه هم تراكم زيادي دارند و هم در نزديكي عصب هاي بيشتر و مهمتري قرار دارند براي بدن به شدت مضر هستند.از جمله اين نقاط ناحيه سر و دستها و قسمت مچ پابه پايين است و در بين اين سه قسمت،سر اهميت ويژهاي دارد چون بارهاي ذخيره شده در آن علاوه بر ايجاد خلل درميدان مغناطيسي مغز باعث اغتشاش در امواج مغزي نيز ميشوند. به ظاهر ما روزانه تنها دقايقي را در معرض ميدان مغناطيسي هستيم،مثل موبايل يا سشوار و غيره.اما در طول دوران زندگي خود در معرض ميداني بسيار قوي هستيم و آن ميدان مغناطيسي زمين هست.عوامل داخلي اغتشاش در ميدان بدن ما هم فعاليتهاي حياتي و اجتنابناپذيري هستند كه در تمام طول عمر ما در جريان هستند پس چگونه ميتوان اثرات سوء آنها كه باعث اختلال در بدن ما و بيماري هايي مثل سرطان ميشوند را خنثي كرد؟
در اينجاست كه بايد گفت خداوند راه حل تمام اين سوالات را در يك عمل ساده كه امكان آن براي همه افراد وجود دارد و بيش از چند دقيقه هم وقت نمي برد و هيچ ضرري هم ندارد به انسان هديه داده و آن نماز است.
نماز و ميدان مغناطيسي:آنگونه كه از تصاوير به دست آمده از ميدان مغناطيسي زمين پيداست،بطور شگفتانگيزي اگر انسان در هر نقطه از زمين رو به قبله بايستد،ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين منطبق ميگردد و در مدتي كه در نماز است ميدان بدنش منظم ميشود.
اخيرا هم كشف شده است كه قلب زنان منظمتر و قويتر از مردان ميزندو دليل آن همين تغيير ولتاژ است.
نماز و بارهاي الكتريكي:
همانطور كه قبلا اشاره شد بارهاي زائدي كه در اثر تحريكات الكتريكي اعصاب به وجود ميآيند هم بر ميدان بدن و هم بر امواج مغزي اثر سو دارند. و اين اثرات در نواحياي كه اعصاب در آن تحرك بيشتري دارند،خطرات جديتري ايجاد ميكنند و بايد هرچه سريعتر از آن نواحي دور شوند.به طرز حيرتآوري ميبينيم كه اين نواحي دقيقا نواحي هستند كه در وضو شسته ميشوند و بنابر تحقيقات صورت گرفته بهترين راه دفع اين بارهاي زائد استفاده از يك ماده رساناست كه سريعترين و ارزانترين و بيضررترين ماده براي اين كار آب است و جالب اينجاست كه آب هرچه خالصتر باشد سريعتر بارهاي ساكن را از بدن ما به اطراف گسيل ميدهد و هيچ مايعي مثل آب خالصي كه در وضو به انسان سفارش شده اين اثر را ندارد.
نماز و امواج مغزي:
با دفع بارهاي زائد بدن در وضو امواج مغزي در ايدهالترين حالت قرار مي گيرند.علاوه بر آن حالت تمركزي كه در هنگام نماز در انسان به وجود ميآيد،تشعشع امواج آلفا و نيز توانايي مغز در توليد اين امواج را افزايش مي دهد.
تاثير افكار مثبت و منفي :انديشه و تفكر هر فرد در زندگي و آينده او ناثير به سزائي دارد . اگر شخصي مثبت انديش باشد , طبعا آينده اش قرين موفقيت و دلخوشي و پيروزي خواهد بود زيرا ضمير باطن وي مرتبا نيك انديشي و خوشبيني را به او ديكته مي كند و اين حالت نيز در وجود وي ثبت مي شود . در مقابل اين اشخاص اگر فردي نكات منفي هر مطلب يا موضوعي را در نظر بگيرد و تمام وقايع و رويدادها و سخنان ديگران را از جنبه منفي تجزيه و تحليل و برداشت نمايد مسلما روزي براي خود آينده اي پر از بدبيني و فشارهاي عصبي بوجود خواهد آورد زيرا اين فرد كه امروزه دچار ناراحتي هاي عصبي و روحي شده است , يقينا در گذشته بذرهاي غلط و غرض آلوده اي را در دشت ضمير خود كاشته است كه اكنون مي بايست محصول نادرستي را نيز از كاشته هاي قبلي خويش برداشت نمايد . اين محصول ممكن است به صورت حسادت هاي عميق , سوءظن هاي بي جا , كينه توزي ها و نفرت ها و ... بوده باشد و چنانچه اين فرد در صدد مداواي خود برنيايد , ريشه اين ناراحتي هاي روحي را با هيچ دارويي نمي تواند بسوزاند يا خشك كند , مگر اينكه به خود آيد و عاقلانه رفتار كند و از نيروهاي ذاتي خويش كمك بگيرد تا اينكه پس از مدتي بتواند از احساسات و خواسته ها و توقعات بيجا و بي مورد خويش بپرهيزد. شناخت نقطه ضعف ها در افراد مي تواند سر آغاز رهايي از قيد اسارت افكار و انديشه هاي منفي و نادرست باشد و سرفصل هائي است جهت برخوردهاي عقلي موجود در اشخاص مختلف .افراد عاقل در جوامع سعي مي كنند با هر كس مطابق فهم و درك و شناخت اوصحبت و برخورد كنند و در مقابل آنها , افرادي كه داراي شناخت و فهم كافي نيستند در طول زندگي خود هميشه سعي دارند , خواست و نظريات خود را به گونه اي به ديگران تحميل نمايند و توجهي به علم , فهم , درك , احساس , عقل , شعور و ... افراد ندارند و در نتيجه حالتي پيش مي آيد كه آنها , افكار منفي را در وجود خويش رسوخ مي دهند و موجب آزار روحي ديگران و خودخواهي هاي خويش مي گردند و خود پس از مدتي , گرايش منفي به دست مي آورند.زماني كه افراد با چنين اشخاصي مواجه مي شوند , براي سلامت روح و روان خويش بايد توجه داشته باشند چنانچه فردي شروع به ياوه گويي هايي درباره غرور و خودخواهي نمود و خواست هاي بي منطقي داشت مي بايست اورا از جمع خود طرد نمايند و توجهي به گفته هاي بي محتواي او نكنند چون اگر با وي ادامه معاشرت دهند پس از مدتي گرفتار امواج منفي ذهنيات و نظريات غلط وي مي گردند.هنگام رويارووي هاي اجباري با افراد بي منطق و ياوه گو بايد سعي شود تا حد ممكن با گذشت و احتياط با آنها رفتار كرد و از شروع بحث هاي بي مورد با آنان خودداري نمود و در اسرع وقت با چنين اشخاصي قطع رابطه كرد و حتي پس از جدا شدن از آنان سعي شود مطالبي را كه در بين شما و وي رد و بدل شده اند يا تمام خاطراتي كه از برخورد با آن افراد عصبي و ناراحت ايجاد شده اند را به دست فراموشي بسپارد به طوري كه آن رفتارها به ضمير باطن وي راه نيابد و در آن جاي نگيرند كه روزي موجب بروز ناراحتي و گرفتاري هاي روحي شما گردند.روش زدودن چنين خاطراتي بدين ترتيب است كه بايد به طرقي عاقلانه آن محيط را ترك نمائيد و قدري پس از دور شدن از آنجا در ذهن خود انديشه هاي مثبت را پرورش دهيد .فرضا" با خود بگوئيد خدا را شكر كه توانستم از دست آن محلي يا فرد صالح و نادان رهايي پيدا كنم .اگر آن فرد وسيله قتاله اي در دست داشت ممكن بود به من صدمه اي وارد مي نمود و حال كه به سلامت از دست او خلاص شدم , بايستي خيلي خوشحال و راضي باشم .اين نوع تلقينات مثبت موجب مي گردند تا انديشه هاي نادرست و مخرب از طريق آگاهي به ضمير ناخودآگاه راه نيابند تا بعدها بگونه اي موجب آزار گردند.اكثريت قريب به اتفاق كساني كه در حول و حوش ما هستند افرادي مي باشند كه هرگاه قدم خير و مثبت براي كسي بردارند انتظار و توقع عمل متقابلي را از او دارند و طرف مقابل هر چه نيكي در مورد آن عمل آنها بنمايد خواست و توقعشان برآورده نمي شود و از طرف مقابل انتظارات بيشتري دارند و از كوچكترين بي توجهي آنها رنجيده خاطر مي گردند و گاهي هم با او قطع رابطه مي نمايند . اين افراد بگونه اي آموزش ديده يا در زندگي خود را توجيه كرده اند كه در ازاي طاعات و عباداتشان از خداوند نيز طلب پاداش فوري دارند .از آنجايي كه اين گونه اشخاص نعمت هاي معنوي خداوند را نمي توانند درك كنند و پاداش خداوندي را فقط در مال و منال و مكنت دنيا جستجو مي نمايند و چنين تصور مي كنند كه از جانب خداوند هم در حق آنها بي عدالتي شده است در صورتي كه اگر به باطن خود مراجعه كنند دليل عمل را به خوبي در مي يابند چون اين قبيل افراد ناآگاه نمي دانند كه هر فردي جهت منظور و تكامل جداگانه اي پا در اين عالم خاكي مي گذارد و دليلي وجود ندارد كه تمام افراد در يك محيط از هر نظر با هم برابر باشند چون در اين شرايط نظم خلقت بهم مي خورد و هدف آن دگرگون جلوه مي نمايد.در زندگي گذشت كردن وتوانايي بخشودن به انسان آرامش و تزكيه درون مي دهد و اين خود نوعي مثبت انديشي است كه موجب راحتي زيست و آسوده بودن جسم و روح و روان افراد صالح و پاك مي گردد.اگر كسي قادر باشد با حوادث و رويدادهاي محيط خود به طور عقلاني برخورد داشته باشد و با روشن بيني و منطق با آنها روبرو گردد موفقيت و پيروزي او در زندگي حتمي است ,ولي چنانچه برخورد فردي از روي احساسات دروني و نفساني بوده باشد چندي به طول نمي انجامد كه وي دچار ناراحتي و پشيمان شدن از عمل خود مي گردد .عصبانيت هاي بي جا و خارج از كنترل يكي از عواملي است كه در اتخاذ تصميم عقلاني افراد اثر مي گذارد ,لذا به هنگامي كه خشمگين هستيد در حد مقدورات خود سعي نمائيد كه تصميم نگيريد و آنرا به مرحله اجرا نگذاريد چون اكثريت قريب به اتفاق افرادي كه در زمان عصبانيت اقدام به اخذ تصميم و اجراي سريع نموده اند پس از اندك مدتي از كرده و عمل خويش نادم شده اند كه اغلب اين نوع پشيماني ها اثري در زندگي آنها ندارند و ديگر نمي توانند حالت اوليه آنرا تغيير دهند
مرگ انرژي هاي منفي:آيا تابحال از خودتان پرسيديد:؟چرا انسانها با اينكه مي دونند ورزش كردن براي سلامتي اونها مفيده بازهم ورزش نمي كنند،يا در حاليكه مي دونند دروغ گفتن در هيچ شرايطي به نفعشون نيست بازهم به دروغ گفتن مي پردازند؟ يا با اينكه اطلاع كامل دارند كه سيگار كشيدن واستفاده از مواد مخدر براي اونها زيانبار و حتي مرگباره بازهم از اون استفاده مي كنند واز همه مهمتر بيشتر انسانها از مواد غذايي چرب و پر كالري استفاده مي كنند در حاليكه مي دونند براشون حكم سم رو دارد؟
مطمئنم كه خيلي از شما ها جواب مي ديد دليل اون پيروزي هاي منفي يا همون وسوسه هاي شيطانيه ،بله درسته، اين دليل ميتونه از همه محكمتر باشد سوالي كه جواب اون خيلي مهمه اينه كه :چطور مي توانيم اين انرژيهاي منفي را شكست بديم:
اجازه بديد براي روشن شدن مطلب انرژي هاي منفي و مثبت رو به دوقلويي تشبيه كنيم كه در شكم مادر باهم به بحث و مجادله مي پردازند. شايد اين داستان بتونه به وضوح هواي نفساني(منيت) يا انرژي هاي منفي و ذات الهي (روح) يا انرژي هاي مثبت رو به ما معرفي كند.
ذات الهي (روح) به هواي نفساني (منيت) ميگه: مي خوام راز بزرگي رو بهت بگم كه شايد درك و قبول اون برات سخت باشه. هواي نفساني ميگه: بگو، من سراپا گوشم.
روح ميگه: زندگي ما به اين جاي كوچك و تاريكي كه هستيم ختم نمي شه ما به دنيايي بزرگتر و زيباتر تعلق داريم كه در آينده اي نزديك وارد آن مي شيم.
منيت با ناباوري ميگه: چرا چرت و پرت مي گي؟ يه كم واقع بين باش، اينجا فقط تنگي و تاريكي، اين بخت و اقبال ماست و بايد اون رو بپذيريم، اينهايي كه تو ميگي فقط يه روياست، بهتره اين موضوع رو از سرت بيرون كني...
روح لحظه اي آروم ميشه ولي نمي تونه خيلي طاقت بياره به خاطر همين به منيت ميگه، اگه قرار نيست دوباره ناراحت و عصباني بشي يه مطلب مهم رو بهت بگم. منيت با اكراه جواب ميده: خوب بگو... روح ميگه: من ميدونم كه ما دوتا، يه مادر مهربون و دلسوز داريم، منيت در حالي كه نمي تونه جلوي خنده اش رو بگيره ميگه: مادر؟ اصلا تا حالا مادر رو ديدي؟ چه برسه به اينكه ادعا كني مهربون و دلسوزه؟ نمي دونم اين حرفايي كه مي زني از كوته فكريته يا اينكه خيال پردازي؟ به نظر من فكر كردن به مادر فكري پوچ و واهيه، اينجا فقط من و تو هستيم، حالا هم بهتره به بند ناف بچسبي و آروم باشي! روح با ناراحتي به گوشه اي پناه مي بره و ديگه چيزي نميگه ولي اين سكوت بيشتر از چند روز طول نميكشه.
اين بار روح با ناراحتي و ناآرامي به منيت ميگه: توفقط به حرفاي من گوش بده بدون اينكه اون رو قبول يا رد كني! نميدونم تا حالا متوجه فشارهاي مداومي كه بهمون مياد شدي يا اينكه تغييراتمون رو حس كردي؟ همه اينها نشون ميده كه ما داريم رشد مي كنيم، پس بايد آماده باشيم تا از اين دنياي تنگ و تاريك به يك دنياي پر از نور و خوشبختي بريم، جايي كه مادر مهربونمون بي صبرانه منتظر ماست. لحظه ي ملاقات با مادرمون نزديكه، منيت در حاليكه با تعجب به روح نگاه مي كنه ميگه، ديگه شك ندام تو ديوانه شدي آخه تو چطور مي توني به نور و روشنايي فكر كني؟ در حالي كه تموم عمرت رو توي تاريكي و ظلمت محض گذروندي؟ اين حركت ها وفشارها هم كه ازشون صحبت مي كني واقعيت زندگي ماست، اون رو بپذير و آروم باش.
خلاصه اين بحث و گفتگو روزها و روزها ادامه پيدا مي كنه تا اينكه يكروز اين حركات و فشارها بيشتر ميشه منيت در مقابل اين فشارها مقاومت مي كنه اما روح در حاليكه لبخندي به لب داره ميگه: لحظه موعود فرا رسيده...
داستاني كه شنيديد نشون دهنده انرژي هاي منفي و مثبت درون همه ما انسانهاست. در اين دنيا تنها كساني موفقند كه بتونند در مقابل انرژي هاي منفي پيروز بشن اما چطور ميشه با اين انرژي هاي منفي مبارزه كرد و اونها رو شكست داد؟ اجازه بديد قبل از اينكه جواب اين سوال رو بدم يه سوال ازتون بپرسم؟ اگه فردي در مقابل شما باشه كه اصلا خير و صلاحتون رو نخواد و هرزمان خواست صحبت كنه شما بهش بگيد ساكت شو، يا اينكه بهش تو دهني بزنيد، آيا ديگه اون شخص جرأت حرف زدن پيدا مي كنه؟ درسته، نه او ديگه به هيچ وجه صحبت نمي كنه. رفتار ما با انرژي منفي هم بايد اينطور باشه، لابد ميگيد چطور؟ به اين چند مثال ساده توجه كنيد، يه شب تصميم ميگيريد فردا صبح زودتر از خواب بيدار بشيد تا ورزش كنيد اما صبح موقع بيدار شدن يه ندايي از درونتون ميگه: بخواب... بخواب... هنوز زمان داري... چند دقيقه ديرتر كه طوري نميشه! تو هنوز به استراحت نياز داري... اصلا امروز نشد فردا، امروز رو راحت بخواب... يا يكروز توي باشگاه تصميم ميگيريد 20 تا دنبل بزنيد اما وقتي تا 10 و 11 ميرسيد يه صدايي بهتون ميگه: خيلي خسته شدي... انرژيت تحليل رفته... بسه ماهيچه هات ساخته شد... اين صداها براتون آشنا نيست؟ اين صداهاي آشنا همون انرژي هاي منفي اند. بهترين راه مبارزه با اين انرژي ها اينه كه محكم به اونها تو دهني بزنيم، يادتون باشه وقتي اين صداها رو شنيديد پوزخندي بزنيد و بگيد: خيلي ممنون كه به من توجه داريم، اون وقت با قاطعيت از رخت خواب بيرون بيايد و ورزش رو شروع كنيد و يا اينكه به دنبل زدنتون ادامه بديد، اونوقت هر بار دست و پاتون رو براي ورزش تكون ميديد يا به اندازه هر دنبلي كه مي زنيد تا به هدف برسيد يه تو دهني محكم به انرژي هاي منفي نثار كرديد... وقتي مرتبا اين كار رو انجام داديد (حداقل 21 روز) ديگه اون صداها به گوشتون نمي رسه, چرا كه انرژي هاي منفي درون شما مردند.
جذب انرژي هاي مثبت:يكي ديگر از تمرينهايي كه براي جذب نيروهاي مثبت به شما كمك مي كند خواندن روزانه نمازهاي پنجگانه و خواندن روزانه قرآن است . اگر شما نمازهاي پنجگانه را با اخلاص كامل و از ته دل و با روحتان بخوانيد ،يعني تا جايي كه جا دارد در خواندن نماز عميق باشيد و روزانه چند آيه از قرآن را با همين شرايط بخوانيد ،يك شاه راه بسيار قوي در بدنتان ايجاد خواهد شد كه واقعا تاثير بسزايي در جذب نيروهاي مثبت دارد ،شما نبايد به نماز خواندن به عنوان يك تكليف نگاه بكنيد ،بلكه به نماز به عنوان يك تمرين روزانه بسيار قوي براي جذب نيروهاي مثبت و پروراندن روحتان نگاه بكنيد زيرا در غير اين صورت نماز خواندن تاثير چنداني بر روح و جسم شما نخواد داشت .گرفتن وضو قبل از نماز و نيت كردن نيز تاثير زيادي براي جذب نيروهاي مثبت دارد ،باور كنيد كه اين تاثير بيشتر شبيه معجزه است ،چون تاثيري كه يك روز وضو گرفتن و نماز خواندن بر روي شما مي گذارد معادل تاثيري است كه سالها رياضت كشيدن بر روي درويشان و مرتاضان مي گذارد تمامي اعمالي را كه انجام مي دهيد يادتان باشد كه با خلوص كامل و ازته دل انجام دهيد تا تاثير واقعي آن را درك بكنيد. توجه داشته باشيد كه براي اينكه تمرينهايي را كه گفته شد به حد اعلي برسانيد حتما قبل از شروع تمرين وضو بگيريد. اگر شما تمرينهاي گفته شده را به درستي انجام دهيد مطمئن باشيد كه چنان تاثيري بر روي شما مي گذارد كه خود شگفت زده مي شويد .علاوه بر تمرينهاي فوق هميشه به اين نكته توجه داشته باشيد كه هدفتان از ورود به دنياي فيزيكي چه بوده و چه هدفي را بايد دنبال بكنيد. حال شما ديگر راهتان را براي پيشرفت به سوي كمال پيدا كرده ايد و حالا نوبت ديگران است كه شما به آنها كمك بكنيد تا آنها نيز راهشان را براي اين پيشرفت پيدا بكنند،هميشه يادتان باشد كه نيروهاي منفي و اهريمن زياد هستند و هر روز بيشتر تكثير مي يابند و زندگي فيزيكي را كم كم به به تباهي و نابودي بكشانند ، پس شما كه راهتان را براي پيشرفت به سوي كمال پيدا كرده ايد، به جمع نيروهاي مثبت بپيونديد و به اطرافيانتان نيز كمك بكنيد و آنها را از شر شياطين و نيروهاي اهريمني برهانيد . هميشه اين نكته را به خاطر داشته باشيد كه نيروهاي منفي هر چه قدر هم قوي باشند باز هم هميشه و در همه جا نهايتا حق و حقيقت پيروز بوده و هست .